خرید بک لینک
هر روز گه تر از ديروز

از اين باتلاقي كه توش دارم دست و پا ميزنم و تموم نميشه خسته شدم!

+دوباره فهميدم كه بيخود ترين انتخابارو درباره ي دوست انجام ميدم

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

ماییم و نیمه جآنی

آن هم به لب رسیده...

اومدم که خیلی بنویسم تا حداقل دلم و یه خورده سبک کنم

ولی نمیتونم !

ترجیح میدم همین جوری زار بزنم

دلم به برکت و رحمت خدا تو ماه رمضون امسال خوش بود که خدا امروز خوب جوابمو داد...

من دردم و به کی بگم خدااا

انقد مارو اذیت نکن تو که انقد بزرگی

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

امروز از صبح بد شروع شد!اون از ماجراي تروريستي صبح و كشتن چند تا ادم بيگناه تو بهارستان و حرم امام خميني اينم از عصر كه اون چيزي كه افتضاحه ولي بالاخره اتفاق افتاد و بعد چند روز قشنگ تونست منو داغون كنه خيلي جالبه كه همه الان شاد و خوشحالن ولي من.... خدايا خودت پشت و پناهم باش من كه به جز تو كسيو ندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

بي وفا نبودي هيچ وقت، پس بي وفا نشو....

رفتي؟ به همين راحتي!

من و موندم و يه مشت خيابون و خاطره هايي كه تموم نميشن؟

من موندم و انقلاب و حقاني و پارك شهر و كافه هايي كه....

لال شدم به همين راحتي!

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

به مرحله اي رسيدم كه نه حوصله دارم درس بخونم نه شماره دوزي كنم نه فيلم ببينم نه كتاب و رمان بخونم و نه حتي بخوابم!

ترجيح ميدم همش به تو و چشماي قهوه ايت فكر كنم...

#من عاشق چَشمَت شدم


برچسبها: چشمهايش

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

انقدی که برا تولد تو ذوق دارم برا تولد خودم نداشتم و ندارم:))

اینکه پیش هم نیستیم حتما یه حکمتی داره ولی خب امشب خیلی از خدا میخوام که همه چی درست بشه به زودی زود!

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

دلم برا اون نرگسایی که هر روز میگرفتم تنگ شدهباید سه چهار ماهه دیگه تحمل کنم! هر چی بزرگتر میشم صبر و تحمل کردنو خیلی بهتر یادمیگیرم حالا تحمل کردن چند ماه برای گلای نرگس که اصلا چیزی نیست در برابر خیلی چیزا... دلم برا پاییز هم تنگ شده برا اون برگای خوشگلی که با هر قدمی که برمیداریم زیر پامون خرچ خرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

اومدي و بعدش (با يه ذره تاخير) من اومدم،

هستي و هستم:)

دو سال شد كه ١٤ تير برام متفاوت ترينه تو همه ي اين ٣٦٥ روز:)

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

غروب جمعه ي مزخرف امروز هر چي ازش بگم كمه:/الان فقط يه بغض گنده تو گلومه كه نميخوام جلو كسي بتركه و همش دارم الكي ميخندم و نفساي عميق ميكشم كه يهو منفجر نشم! شايد اين حقم نبود:) شايدم بود نميدونم! مشخصه كه چقد ديوونه شدم الان؟يا اينكه چقدر دارم چرت و پرت ميگم هِي ميخوام بگم اشكال نداره دوباره از نوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 23:11

صفحه بندی